تبليغاتX
جیگیلی

اینم وبی که واسه اردلان باز کردمممممممممممم !!! www.jigilimsa.blogfa.com از این به بعد من اونجام ... حتما سر بزن !!!!! فعلا بای !!!! راستی کسی که با اسمه توهم نظر داده بود .... وبلاگتو هر کاری کردم نتونستم باز کنم اگه میشه ایملتو بده . راجع به اون جریان واقعا کنجکاو شدم !!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 17:12 توسط هستی |

دارم یه وب جدید فقط واسه رپ به خصوص اردلان گلم باز میکنم ...

هر وفت کامل شد حتما خبر میدم ...

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:52 توسط هستی |

 این هم از عکسای جدید !!!

 

 

 

 

Chand Aks Az Poshte Sahne GheyreMostaghim

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:4 توسط هستی |

سلاممممم !!! نظر یادتون نره !!!

الان امتحان هامون شروع شده اصلا وقت ندارم اپ کنم !

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 13:0 توسط هستی |

                         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:19 توسط هستی |

 

بغض نکن بهار من
                            بغض تو آبم مي کنه

 

گول اشکای چشات

                            خورد و خرابم مي کنه


بغض نکن که قلب من
                             تو سينه پرپر مي زنه

 

        آخه اون چشمای تو تموم دنیای منه


اردلان دیگه نمی خواد بخونه ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 11:57 توسط هستی |

  عکس از اردلان  طعمه ...

alt

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 15:22 توسط هستی |

این مطلب از سایت rapfaa گرفته شده است.....
[تصوير: 86ja24y.jpg]
وقتی واسه ضبطه یه تیکه از برنامه ی شب یلدا ، رفتم خوونه ی رضایا ، چشمم به جمال یه نفر روشن شد که نه ماه بود ندیده بودمش ، تپل شده یه هوا ، شیطون تر شده و البته خیلی خیلی بزرگتر . البته اینا نتایجی بود که بعد از ماچ و بغل ، گرفتم .قبلش ، تا در وا شد ، اول بهت زده شدم و بعد فرییییییییییییییییییییاد کشیدم : تتلوووووووووووووو تو ایرانی ؟
از خلال دادهای خودم ( ناشی از هیجان و فشار مثانه ) فهمیدم که واسه شب یلدا اومده ، چند روزی هست و بر میگرده میره دوبی فهمیدم از شدت خوشحالی، دو شبه نخوابیده و چشماش به همین خاطر مثل دونه های انار قرمزن . بعد از اینکه از بهت حضور تتلو ، اومدم بیرون ، یادم افتاد که اومدم رضایا ، آرمین و اردلان طعمه رو ببینم . ترتیبه قرار رو هم شاهین ( آهنگساز و بهترین دوستم ) برام داده بود
[تصوير: 6yu4kk5.jpg]

1کی از خوبی هایی که بعد از دعواها و کش مکش های کیشمیشی اهالی موزیک آتیشفشونی ( همون موزیک زیرزمینی ) دوباره داره راه میوفته ، اینکه معمولا میشه ، اکیپهاشون رو یه جا پیدا کرد و عمق دوستیشون ، به پیدا کردن دسته جمعیشون کمک می کنه ، حتی اگه فاصلشون به درازی تهران تا دوبی و به کلفتی عرض خلیج فارس باشه ( چه جمله ی اروتیکی ! ) این رو وقتی فهمیدم که واسه دیدن رضایا و آرمین تو ای اف ام رفتم خونشون ولی در خونه رو تتلو باز کرد
[تصوير: 86ja24y.jpg]

اردلان ( طعمه ) که بی نهایت شروره ، آرمین ،تتلو و رضایا در حال ناخونک زدن به شکلات، در حالیکه از شدت هیجان و کار 24 ساعت بود غذا نخورده بودن، شاهین که دوسته مشترک من و بچه هاست ، اینور بغله من واستاده و دیده نمیشه

بچه ها خیلی صمیمین ، از” موفقترین” و ” مودب ترین ” زیر زمینی هان و خیلی ساده برخورد می کنن . فحش نمیدن و آدم سری احساس می کنه که جزیی از همون جمعه . وقتی وارد شدم ، بچه ها ، بخور بخور راه انداخته بودن و من ( با اینکه بچه ها رو از قبل می شناختم ) اولش احساس کردن بد موقع از راه رسیدم ولی بعد از دو تا تیکه ( تتلو بهم گفت روز به روز داری خپل تر می شی ، رضایا هم بهم گفت نون بر بری بهت بدم؟ ) احساس کردم که منم می تونم باهاشون شوخی کنم و اولین شوخیم جدی گرفته شد : تتلو ، تو نباید به من بگی که اومدی ایران ؟ ای نامرد و اونم شوروع کرد به دادن خبرهای بریده بریده : بابا سه روزه اومدم ، و سه روز دیگه هم میرم … من اول حرصم گوله شد ولی بعدش یاد این شعر یه شاعری که یادم نمیاد کیه ، افتادم که می گه : همین یک دم رو غنیمت بشمار . همین سیاست باعث شد که دستپاچه بشم. قیافه ی شماها بیاد جلوم که هی زرت و زورت اس ام اس و ایمیل می زنید این چی شد ؟ اون یکی کجا رفت ؟؟ … با همه هول هولکی سلاملیک کردم ، به جای گونه ، گوش رضایا رو ماچ کردم ، یه بوسه ی هل هلی به دماغ آرمین بزنم و دست اردلان رو تو دستم مچاله کردم و سریع در کیفم رو باز کردم تا دوربین و میکروفون رو از توش بکشم بیرون

[تصوير: 6l449ie.jpg]

رضایا : اینم شد رفتار تو داری ؟ ماچ کردی یا گوشم رو کندی ؟ ای بابا ! نازی نازی ناز گله من دل بی تو میمیره

تکیه کلام جدید بچه ها ” حیوونه ” ! هی بهم میگن حیوون . ظاهرا از حضور تتلو در بینشون خیلی خوشحالن .چند تا آهنگ جدید دارن با هم ضبط می کنن ( بهم گفتن معجون تتلو ، تهی ، رضایا ، آرمین و اردلان حفظ میشه ، خدا کنه ! ) آهنگ آخری که با همکاری بچه ها اومده بیرون ، آهنگ غیر مستقیمه که آهنگ آروم و باحالیه ( نیما که یکی از بچه های خبرنگاره بهم گفت ، همین الان که دارم این مطلب رو می نویسم آهنگ غیر مستقیم رو شنید و گفت چقدر اینا تکراری شدن !) و خیلی هم گل کرده. بچه ها بهم گفتن ترکیب صداهاشون رو خیلی دوس دارن و با اینکه روزی هزار بار با هم دعواشون میشه ، اتحادشون رو از دست نمی دن ، انقدر که حتی سعی می کنن تو عکسها هم لباساشون یکی باشه. گفتم لباس ، شاید بد نباشه در مورد تیپشون هم بگم ( می بینید دیگه ) بینشون تنگ و کتاه مده ، گرچه وقتی وارد شدم داشتن با شلوار کوتاهاشون رژه می رفتن ولی تا دوربین رو در اوردم پریدن ” تنگ ” و “کوتاهاشون ” رو پوشیدن
[تصوير: 72fspi9.jpg]

انگشت های تتلو که پر از انگشتره ، رضایا بیشتر گردن بند و آویزون کردنی دوس داره
چه ها بی نهایت مجلس گرم کن بودن و تونستن با یه گیتار و ریتم گرفتن روی میز ، کلی از آهنگهاشون رو برام اجرا کنن(برای دانلود در آخر متن)
[تصوير: 7wjhdzt.jpg]
رضایا : غیر مستقیم تیکه ننداز
[تصوير: 80ujypv.jpg]
بچه ها تو این عکس دارن یکی از آهنگهای جدیدشون رو می خونن
علاوه بر رضایا ، تتلو و آرمین ، اردلان ( طعمه که صداش رو اول آهنگ باغ وحش شنیدین ) هم اونجا بود که از بقیه بچه ها کوچیکتره و مرتب با اسکیت تو خونه می رفت و میومد . تتلو به من گفت که اردلان رو خودش وارد کار کرده ( هی از دستش حرص می خورد و مرتبا بهش می گفت داره با اسکیتش اعصابشو خورد می کنه ولی اردلان هی با اسکیت می خندید و می رفت و میومد ) و هواش رو هم داره ، اردلان اونطور که من فهمیدم تو این مدتی که امیر ایرانه صبح تا شب باهاشه و سعی می کنه تو کااراش کمکش کنه
[تصوير: 6sgzaxh.jpg]
ردلان که شرارت و خواب از چهرش می باره ( چرا اسمشو گذاشته طعمه ؟ )رویه اسکیت بردی که تو عکس معلوم نیست ، تو آشپزخونه ی رضایا ( ساندویچ امیر رو خورده بود و داشت می خندید ) هرهرهرهر

با هر کودوم از بچه ها ، علاوه بر مصاحبه ی دسته جمعی ، جدا جدا حرف زدم ، از خبرهای جدیدشون پرسیدم. تتلو خبرهای خوش زیاد داشت ( گفت نگم تا یکمی دیرتر ) ولی گفت که دیگه کارهاشو خیلی جدی کرده و دیگه متفرقه ( منظورش با صداهای جدیده که مشتریشن ) نخواهد خوند. گفت که اتحادش رو با تهی و بچه ها حفظ خواهد کرد . رضایا و آرمین هم گفتن که با هم خواهند موند و آهنگهاشون رو به فاز جدیدی خواهند برد ، اردلان هم که با حمایت تتلو می پره جلو

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 19:10 توسط هستی |

        یکی داشت و یکی نداشت

                اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من

                               یکی خواست و یکی نخواست

         اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن و نخواست من

                                یکی آورد و یکی می آورد...

      اونی که آورد تو بودی و اونی که به جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من

                                 یکی موند و یکی نموند...

           اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من

                                 یکی رفت و یکی نرفت...

        اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاط تو تو قلب هیچکس نرفت من

             

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 19:2 توسط هستی |

اینم عکس سیاوش خیرابی که قول داده بودم ...

 

 

 

 

 

 
 
 


 

  

 

 

  امیدوارم خوشتون اومدی باشه ...


 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 19:0 توسط هستی |

 

سلاممممممممممممممممممممممممممم !!!

من دوباره اومدم ! خیلی خوشحالم که سرانجام کلمه عبورمو یافتم

!

از این به بعد بیشتر اپ می کنم ...

طرفدارهای سیاوش خیرابی و اردلان طعمه منتظر عکس ها باشن ...

 

تا چند روز دیگه می اپم ...

 

فعلا بای ...

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 17:56 توسط هستی |

طالع بینی ایتالیایی

دوستان عزیز، آنچه در زیر می خوانید نوعی طالع بینی ایتالیایی است که با توجه به روز تولدتان تنظیم شده است. کافی است با توجه به روز تولد میلادیتان گروه خود را انتخاب کرده و فالتان را بخوانید.

گروه

روز تولد

A

1، 6، 11، 16، 21، 26، 31

B

2، 7، 12، 17، 22، 27

C

3، 8، 13، 18، 23، 28

D

4، 9، 14، 19، 24، 29

E

5، 10، 15، 20، 25، 30

گروه A
به عشق به عنوان مهمترین چیز در زندگی می نگرید و عاشقِ عاشق شدن هستید. عده ای از افراد این گروه به صداقت شخصی که به او علاقه مندند چندان اطمینانی ندارند. از بودن با دوستان لذت می برید و همواره سعی می کنید تا دوستی وظیفه شناس باشید.
به سختی میتوانید احساسات و عواطفتان را کنترل کنید، که البته گاه از نقاط ضعفتان محسوب می شود. کسی که بر قلب و فکرتان تاثیرگذار است، این روزها بسیار به شما کمک خواهد کرد.

گروه B
رویاها و جاه طلبی هایتان از مهمترین مسائل زندگیتان به شمار می روند و شما قادرید هرکاری برای تحقق بخشیدن به آنها انجام دهید. به عشق اهمیت می دهید، اما ترجیح می دهید به دنبال شخصی کامل باشید. به سختی به دیگران اعتماد میکنید. به دوستانتان اهمیت می دهید، اما خیلی چیزها را از آنها پنهان می کنید.
شما اهل تفکر هستید و همواره هر دو روی سکه را می بینید. شما می توانید شریک زندگیتان را خوشبخت کنید.
 
گروه C
شما همیشه تصمیم گیری های عقلانی را به تصمیم گیری های احساسی ترجیح می دهید، به همین علت از دوستان زیادی برخوردارید. به زندگی به عنوان یک هدیه ی الهی می نگرید.
گروهی از مردم هستند که ایدآل شما محسوب می شوند و شما مایلید تا مدت زمان زیادی را با آنها بگذرانید.
به خوبی می توانید احساسات خود را کنترل کنید اما گاهی تصمیم گیریهای شما اثر منفی بر شریک زندگی و یا دوستانتان می گذارد. بسیار علاقه مندید تا یک شریک زندگی خوب برای همسرتان باشید.
 
گروه D
شما همیشه هدفی برای دنبال کردن در زندگی دارید و همواره آماده اید تا در برآوردن آ رزوهای آنها که دوستشان دارید، کمک کنید. دوستانتان اهمیت زیادی برایتان دارند و شما همیشه آماده ی کمک به آنها هستید.
به ندرت می توانید احساسات خود را کنترل کنید و به همین دلیل گاه مجبور می شوید تا دوباره کاری کنید.
 
گروه E
از آن دسته آدم هایی هستید که دوست دارید عاشق باشید. تصمیم گیری های عاطفی را بر تصمیم گیری های عقلانی ترجیح می دهید. شما زندگی را فقط در خوش گذرانی می بینید و از طرفداران دوست یابی هستید.
رویاهای بسیاری در سر دارید، اما چندان در جهت تحقق آنها تلاش نمی کنید و شاید همین مسئله جزء نقاط ضعف شما باشد. با کسی که از نظر شما شخصی کامل است برخورد خواهید کرد .

 

منبع http://www.bia2shiraz.net

سایت  " بیا تو شیراز "

 

برای دیدن فال های دیگه به ادامه مطلب برو ...

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:57 توسط هستی |

سلامممممممم !
عکس از رپر های معروف !


http://i29.tinypic.com/28kkner.jpg


http://s3.tinypic.com/296kbau.jpg



ارمین




2afm



http://www.shirazpatogh.com/Mosahebe/image/rezaya/rezaya01shirazpatogh.jpg


www.behnam-raper061.blogfa.com




www.behnam-raper061.blogfa.com




www.behnam-raper061.blogfa.com


رضایا 






tohi


تتلو طعمه رضایا آرمین تو ای اف


http://i1.tinypic.com/6gik47q.jpg


http://upload.iranblog.com/1/1210329182.jpg

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:50 توسط هستی |

بیوگرافی بهرام رادان:

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358

مدرك: كارشناس مديريت بازرگاني

در سال 1378 در آموزشگاه هـيوا فيـلم بازيگري را آموخت.

در اولين حضور سينمايي تنها به واسطه چـهره اش شناخته شد: "شور عشق"

اما فيلم به فيلم به دانش سينمايي خود افـزود و توانست فوت و فن بازيگري را بياموزد تا اينكه در چهارمين نـقش آفـرينـي اش كاـنديد دريافت تنديس بهترين بازيـگر نـقـش اول در پـنـجـميــن جشن خانه سينما شد: "آواز قو"

دوسال بعد در بيست و دومــين جشـنواره فيلم فـجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نـقـش اول را تصاحب كرد: "شمعي در باد"

هنرپیشه -او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد او:

ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .

و حیوان خانگی او یک سگ است


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 18:34 توسط هستی |

 

شده با گفتن يك حرف ، شده با يك نگاه سرد

پشيمونم كن از رفتن ، يه كاري كن بگو برگرد...

يه كاري كن براي من ، واسه تقويم بي فردام

براي من كه مي دوني بدون تو چقدر تنهام

يه چيزهايي بگو از من نمي دونم

بگو ماهي

بگو خوبي

بگو عشقي

بگو تو بهترين راهي

يه حرفايي بگو با من ، بگو تو قلبم آشوبه

بگو حتي دروغ هاتم براي حاله من خوبه...

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:41 توسط هستی |


                 


به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن نداره

به  دستانت  بیاموز هر  گلی ارزش  چیدن  نداره

به  قلبت  بیاموز  که هر کس  کنج آن جای ندارد

و بیاموز که        آبی بودن عشق        میخواهد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:14 توسط هستی |

یک لحظه طول می کشه تا از کسی خوشت بیاد , 

 

یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی

 

یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشی

 

یک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه

 

 یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی

 

کمتر از یک ماه طول می کشه که عاشق یکی بشی

 

 اما یک عمر طول می کشه تا فراموشش کنی 



مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:11 توسط هستی |

این مطلب نوشته ی  دوستم  دلارام هست . ولی نمی دونم چرا توی یه وب دگه هم پیداش کردم !!!!
به هر حال کپی کردم و اینجا گذاشتم . امیدوارم خوشتون بیاد ...


با يک شکلات شروع شد . من يک شکلات گذاشتم توي دستش .او يک شکلات گذاشت توي دستم .من بچه بودم . او هم بچه بود. سرم را بالا کردم او هم سرش را بالا کرد . ديد که مرا ميشناسد . خنديدم . گفت :« دوستيم ؟ » گفتم : «دوست دوست » گفت : « تا کجا؟‌» گفتم : دوستي که « تا » ندارد !. گفت : « تا مرگ ! » خنديدم و گفتم : « گفتم که تا ندارد ! » گفت : « باشد ، تا پس از مرگ !‌»‌ گفتم :‌« نه نه نه ، تا ندارد » گفت :‌« قبول تا آنجا که همه زنده ميشوند‌،‌يعني زندگي پس از مرگ . باز با هم دوستيم . تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر کجا که باشد من و تو با هم دوستيم.» خنديدم گفتم :« تو برايش تا هر کجا که دلت ميخواهد يک «تا » بگذار . اصلا يک تا بکش از يک سر اين دنيا تا سر آن دنيا . اما من اصلا تا نميگذارم .» نگاهم کرد .نگاهش کردم . باور نميکرد . مي دانستم او ميخواست حتما دوستي مان تا داشته باشد . دوستي بدون تا را نميفهميد
.
                                                          
گفت:« بيا براي دوستيمان یک نشانه بگذاريم .» گفتم : « باشد تو بگذار .» گفت :‌« شکلات .هر بار که همديگر را مي بينيم يک شکلات مال تو يکي مال من . باشد ؟ » گفتم :« باشد .» هر بار يک شکلات ميگذاشتم توي دستش . او هم يک شکلات توي دست من . باز همديگر را نگاه ميکرديم يعني که دوستيم . دوست دوست . من تندي شکلاتم را باز ميکردم و ميگذاشتم توي دهانم و تند تند آن را ميمکيدم . ميگفت : « شکمو ، تو دوست شکموئي هستي » و شکلاتش را ميگذاشت توي صندوق کوچولوي قشنگي . ميگفتم :«‌بخورش ! » ميگفت :« تمام ميشود . ميخواهم تمام نشود . براي هميشه بماند .» صندوقش پر از شکلات شده بود . هيچ کدامش را نميخورد . من همه اش را خورده بودم .گفتم :‌«‌اگر يک روز شکلاتهايت را مورچه ها بخورند يا کرمها . آنوقت چکار ميکني ؟ » گفت :« مواظبشان هستم . » ميگفت ميخواهم نگهشان دارم تا وقتي دوست هستيم و من شکلات را ميگذاشتم توي دهانم و ميگفتم : « نه نه نه تا ندارد . دوستي که تا ندارد . » 

                                                    
يک سال . دو سال . چهار سال . هفت سال . ده سال . بيست سال شده است او بزرگ شده است . من بزرگ شده ام . من همه شکلات ها را خورده ام . او همه شکلات ها را نگه داشته است . او آمده امشب تا خداحافظي کند . ميخواهد برود .برود آن دور دورها .. ميگويد :‌«‌ميروم اما زود برميگردم » من ميدانم . ميرود و برنميگردد . يادش رفت شکلات را به من بدهد .من يادم نرفت . يک شکلات گذاشتم کف دستش گفتم :‌«‌اين براي خوردن . » و يک شکلات هم گذاشتم کف آن دستش و گفتم :‌« اين هم آخرين شکلات براي صندوق کوچکت » . يادش رفته بود که صندوقي دارد براي شکلاتهايش .هر دو را خورد و خنديدم . ميدانستم دوستي من « تا » ندارد .ميدانستم دوستي او « تا » دارد . مثل هميشه . خوب شد همه شکلاتهايم را خوردم .اما او هيچ کدامشان را نخورد . حالا با يک صندوق پر از شکلات چه خواهد کرد ؟
                                       

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:27 توسط هستی |

سلامممممممممممممممم !!!

تولد
   تولد
   تولدت مبارک !!!!!

14
 خرداد تولد مهدی سلوکی بود !

متاسفانه نتونستم اپ کنم ولی اکشال نداره !

عوضش الان اپ می کنم !


تووووووووووووووولدددددددددددت مبارررک !!!!

..



                                                                          


..

..


..

..


..

..


***تولدت مبارک ***







 

کادو ...!!!!




happy birthday to you


happy birthday to you



بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی !!!


   





 

0000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000
0000000777770000000777770000000
0000077777777700077777777700000
0000777777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
 7777770000
تولدت مبارک00007777777

0000077777777777777777777700000
0000007777777777777777777000000
0000000077777777777777700000000
0000000000777777777770000000000
0000000000000777770000000000000

0000000000000007000000000000000



تولدت واقعا مبارک !

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 21:4 توسط هستی |

به افتخار شیما و بهاره جون ...

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:23 توسط هستی |

من دوباره برگشتم ...

   


+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:15 توسط هستی |


محسن افشانی

محسن افشانی

محسن افشانی

تاریخ تولد محسن:۱۱/۱/۶۷

تاریخ تولد کیوان:۲۵/۶/۶۷

م فرزند دوم خانواده هست ویک خواهر بزرگت از خودش داره.

ک سه تا برادر داره.

تکیه کلام محسن:عسیسم

تکیه کلام کیوان: به دوستاش می گه حاجی

بالاتریت قبض موبایل محسن:۱۴۳هزار و سیصد

و کیوان ۱۷۰۰۰۰ تومان

چهره کیوان شبیه مادرشه و محسن شبیه پدر بزرگشه.

خواننده مورد علاقه محسن:خواجه امیری

و کیوان استاد شجریان   

بازیگر محبوب کیوان:ال پاچینو- جانی دپ

محسن:حامد بهداد

کمترین نمره در دوران تحصیلی محسن:8 از هندسه

کیوان:0 از حساب

بهترین مجری از نظر محسن:رشیدپور

کیوان: شهیدی فر

بهترین فیلم از نظر محسن:نقاب

کیوان: چهارشنبه سوری

 

 ما تعبیر خوابی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود.

6 تا عکس

 

 

                                       عسیسم نظر فراموش نشه !!!!


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:26 توسط هستی |

به افتخار فرزانه جون ...






+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 16:23 توسط هستی |

نمی دونم اینایی که نوشتم راسته یا نه ! اخه من که بیوگرافیه
شادمهر عقیلی رو نمی دونم ! این ها رو هم از یه وب دیگه کپی
کردم !
اگه چیزی رو اشتباه نوشتم به بزرگی خودتون ببخشید !

بیوگرافی شادمهر عقیلی و عکسهاي از او

 

بیوگرافی شادمهر عقیلی:

شادمهر عقیلی

متولد 1351/7/11 ملقب به سلطان پاپ - بچه خیابان هاشمی تهران - اصلیت طالقانی - فرزند آخر خانواده پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد - در شرایط سخت مالی بزرگ شد - گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت - فوق لیسانس ازهنرستان موسیقی تا 24 سالگی به خواننده شدن فکر نمیکرد - بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی - اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت - برای تماشای کلیپ های خارجی بیتابی میکرد - رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج خواند - متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو - عشا ق بازی بهروز وثوقی - به افراد مختلف القاب مختلف می داد - هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود - رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد - با قرض ارگ خرید - کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش - با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید - از هیچ غذایی بدش نمی آید - مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد - خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش - همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر - عاشق اتومبیل بی ام و بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است - الگوی گیتار : اردشیر فرح - شناگر ماهر- حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش - دست به جیب برای دوستان طراز اول - کم حرف - در تهران پاتوق هیشگی نداشته - هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود - زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند - روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران - هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند - اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 - ما درش را میپرستد - یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد - چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد - عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست - بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون تومان گرفت - نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند ماهی یک بار به شمال میرفت - آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد - خواننده محبوب : ریکی مارتین - اهل شب نشینی و روزنامه خواندن نیست - استاد کوک کردن سنتور - بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد - عاشق ماشین عوض کردن - به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد - نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته - آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این آلبوم در ایران هنوز توقیف هست - علاقه مند موسیقی ترکی - با چند خانواده در تورنتو دوست است - گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا - آموزش خصوصی گیتار و ویلن در تورنتو - محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور - فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 میلیون هوا دار داشته - طرح کلیپهایش را خودش میدهد - خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت - یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و مستاجر هست ، البته فعلا - وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و اینها همه طرفدارانش هستند - قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند - و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند - قبل از عید سال 83 دست راستش شکست - در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی - هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد

--------------------------------------------------


+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 16:16 توسط هستی |

سلامممممممممممممم !!!
من برگشتم ، همین امروز ، بعد از 14 روز !
اگه گفتین کجا بودم ؟؟؟ کیش بودم دیگه !!!جای همتون خیلی خالی بود .
لحظه ی تحویل سال لب دریای خلیج فارس ، واسه همه دعا کردم .
امیدوارم سال 87 سال خوبی واسه همه باشه .

..

به افتخار دل ارا جووون ،
عکس از ارش کچل !!!!




با اینکه خواننده ی معروفیه ولی خیلی کم عکس داره !

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 16:5 توسط هستی |

نوروز 87 رو به تموم خواننده های وب به خصوص دل ارا و فرزانه و
شقایق و زهرا ( الوچه ی ترش ) و ... تبریک میگم .
امیدوارم سالی پر از شادی و سلامتی رو داشته باشید .

سال 86 برای من سال خیلی خوبی بود و توش اتفاق های
خوب مثل عوض کردن مدرسه ام و اشنایی با دوستای
جدید و خوبی مثل
ملیکا و دل ارا و فرزانه
  و کمی اتفاق های بد
افتاد
.

امیدوارم از وبم راضی بوده باشید ...
من توی عید تهران نیستم و نمی تونم اپ کنم .

این عکسای نوروزی ...







راستی به وب بچه های کلاس ما سر بزنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:20 توسط هستی |




 

سلام سلام سلام


امروز براتون دوتا پوستر خوشگل می ذاریم حالشو ببرید

 

 

 

 

 

 



 

باز هم یه خبر جدید دیگه

 

پاتو زمین نگذار به کارگردانی ایرج قادری و بازی

 

مهدی سلوکی تا چند روز دیگه تو تهران جلو دوربین میره.

 

به امید موفقیت مهدی عزیزمون.


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:20 توسط هستی |

سلامممممممممممممم ...

بازم و بازم و بازم و بازم و بازم و بازم و بازم و بازم و بازم و بازو .... !!!

عکس از مهدی سلوکی  ...














اینم از امضای قشنگش ...



داره کجا رو نگاه می کنه ؟؟؟!



+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:43 توسط هستی |

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

 

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت...


 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:11 توسط هستی |

اربعین رو به همه ی مسلمانان جان تسلیت می گم

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:49 توسط هستی |

من هستی متولد سال 1373 و اهل تهران و یکی از طرفدار های پر پا قرص مهدی سلوکی و اردلان سرافراز(طعمه) و سیاوش خیرابی ام.
نظر یادتون نره !!!
××××××######×××××××
رنگ مورد علاقه ام قرمزه .
درس مورد علاقه ام ریاضی
ورزش : شنا و اسکی و پاتیناژ
به نقاشی و گرافیک هم علاقه دارم.
شهری که دوست دارم لس انجلس و نیویورک و تهران و لندن و پاریس !
**********
نظر فراموش نشه !!!

878787878787878

Home
Email
Night Skin